جهت اطلاع

(secrets)
 
مسیر راهپیمایی سبز ۲۲ خرداد ۹۰
ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ خرداد ۱۳٩٠ : توسط : من

شما هرکدوم یک رسانه هستید.اطلاع رسانی کنید.

ما بی شماریم...

 

مسیر شماره یک :

 میدان حکمیت ، مسجد ضرار، میدان حکیم کروبی  (ابو موسی اشعری سابق)، دروازه جهنم . . .

 

مسیر شماره دو :

بزرگراه ملک عبدالله ، میدان حسنی نامبارک، خیابان بن علی ، خیابان علی عبدالله صالح ، بلوار قذافی ، دروازه جهنم ...

 

مسیر شماره سه :

میدان انحرافی ، بزرگراه مشایی ، خیابان رحیمی ، تقاطع بقایی ، خیابان جوانفکر ، دروازه جهنم ... 

 

مسیر شماره چهار :

میدان بی بصیرتی ، خیابان صانعی ، تقاطع کاظمینی بروجردی ، دروازه جهنم ...

 

مسیر شماره پنج :

 

پایگاه انگلیس ، چهار راه آمریکا ، خیابان اسرائیل ، دروازه جهنم . . .

 

مسیر شماره شش :

سه راهی بهائیت ، بلوار وهابیت ، خیابان عبدالمالک ریگی ، دروازه جهنم . . .


 
بخونو بخند
ساعت ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ روز ٢۱ آبان ۱۳۸٩ : توسط : من

آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن...

آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟

آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره...

آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟

آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه...

آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره...

آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد...

آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست...

آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟

آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد...

آخرین کلمات یک خلبان : ببینم چرخها باز شدند یا نه؟

آخرین کلمات یک خونآشام : نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!

آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!

آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...

آخرین کلمات یک دوچرخه سوار : نخیر تقدم با منه!

آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!

آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...

آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره...

آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم...

آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم...

آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند...

آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید!

آخرین کلمات یک کامپیوتری : هارددیسک پاک شده است...

آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری...

آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره...

آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه...

آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!

آخرین کلمات یک ملوان: من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم؟

آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...

آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم


 
کانون فرنگی آمرزش!
ساعت ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳۸۸ : توسط : من
 

جهت اطلاع:با سلام خدمت مدیران محترم کلاسهای آمادگی کنکور و ناشران کتبهای کمک آموزشی سراسر کشور!
اینجانب یکی از قبول نشدگان در کنکور سراسری امسال می باشم که به رغم صرف هزینه های هنگفت برای قبولی، نتیجه ای نگرفتم، لذا از آنجا که تصمیم دارم قید درس و درس خواندن را برای همیشه بزنم و وارد کسب و کار و شغل آزاد شوم، به همین دلیل به مبلغی وجه نقد برای سرمایه اولیه برای دست و پا کردن یک کار و کاسبی آبرومند نیاز دارم.
با این مقدمه ای که به عرضتان رساندم، حالا چنانچه طی 48 ساعت آینده شما مبلغ 100 میلیون تومان وجه رایج مملکت را به حساب اینجانب واریز ننمایید، من پیام بازرگانی زیر را که ساخته خودم می باشد، به مدت یک هفته در 3 نوبت صبح، ظهر و شب از طریق 5 شبکه مختلف تلویزیونی در اول یا مابین سریالهای پربیننده یا مسابقات حساس فوتبال پخش خواهم کرد تا به این وسیله تمامی مشتری های شما را پر دهم و همه شما و مؤسساتتان را با خاک یکسان نمایم! به صلاح شماست که همکاری لازم را با اینجانب مبذول دارید!
پیام بازرگانی:
«اینجانب کامبیز گُلپرآبادی می باشم که در کنکور سراسری سال 1388 موفق شدم در رشته ای که شرکت نموده بودم با رتبه 126 هزار 395 قبول نشوم!
من عامل اصلی کسب این رتبه مزخرف را این می دانم که از سال اول دبستان تاکنون از ساعت 8 تا 10 صبح کتابهای کاج را مطالعه می نمودم. از ساعت 10 تا 12 صبح در کلاسهای تقویتی کانون فرنگی آمرزش شرکت می کردم. از ساعت 12 تا 2 بعدازظهر به کلاسهای آموزشگاه علفی می رفتم. از ساعت 2 تا 4 تستهای طبقه بندی شده بوزینه دو را می زدم. از ساعت 4 تا 6 بعد از ظهر کتابهای زجر آزمون را می خواندم. از ساعت 6 تا 8 در کلاسهای کنکور مؤسسه توقیفیان شرکت می نمودم. از ساعت 8 تا 10 شب کتابهای کمک آموزشی برف اندیشان را مطالعه می کردم. از ساعت 10 تا 12 شب به کلاسهای شبانه آموزشگاه مدرسان حریف می رفتم. از ساعت 12 تا 2 نیمه شب از کتابهای اندیشه بازان استفاده می کردم. از ساعت 2 تا 4 صبح تستهای کتب انتشارات ماژیک را بررسی می کردم. از ساعت 4 تا 6 صبح در آزمونهای مرحله ای و جامع سازمان رنجش شرکت می نمودم. از ساعت 6 تا 8 صبح هم میخوابیدم و در خواب می دیدم که با این همه هزینه و وقتی که صرف کردم، عکسم در صفحه اول روزنامه به عنوان نفر اول کنکور چاپ شده است»!


 
تولید روشنفکر با طعم قورمه سبزی در 5 دقیقه ! ( طنز )
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۳٠ مهر ۱۳۸۸ : توسط : من

جهت اطلاع:اگر جوات هستید، اگر آخرین مطلبی که مطالعه کرده اید تصمیم کبری بوده است، اگر قدرت تحلیل شما در حد پت و مت است ،اگر فرق اگزستانیالیسم و هویج را نمی دانید، نگران نباشید بسته های آموزشی " روشنفکری در 5 دقیقه " به بازارآمد!

- اولین اصل، یادگرفتن تعدادی لغت پرملات و شعار های جدید! هرچی بیشتر بدونید بهتره اما اگر مغزتون زیاد کشش نداره همین چهارتا لغت رو حفظ کنید: سیناپس ، پارادایم، نوستالژیک و دیالکتیک .معنی اش زیاد مهم نیست فقط کافیه هر چند جمله در میون مقداری از این کلمات- به میزان دلخواه- بکار ببرید البته موظب باشید دز آن را زیاد بالا نبرید که تابلو می شود!

این شعار هم چاشنی اش: نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران! و این یکی: مرگ بر روسیه!، ایضا: مرگ بر چین!

- ریش پرفسوری گرچه اپیدمی شده ولی هنوز هم جواب می ده! ریش پروفسوری با یک تی شرت سبز جلبکی کم رنگ می تونه یک کارگر افغانی رو به یک شهروند تهرانی فرهیخته بالاتر از جمشیدیه تبدیل کنه!

البته در این ایام توصیه می شود هر طور شده خودتان را به رنگ سبز لجنی آغشته کنید حتی به مقدار یک لنگه جوراب یا یک خودکار سبز.

غر بزنید! غر زدن به وضع مملکت یکی از ارکان مهم و شاید مهمترین رکن روشنفکری باشه. به هر چیزی که فکرتون می رسه غر بزنید مهم نیست به چی فقط غر بزنید مثال:

• اگر بارون نمیاد از بارونهای لندن تعریف کنید و بر پدر مملکت بی آب و علفمون لعنت بفرستید!

• اگر بارون میاد از هوای صاف و آفتابی تگزاس تعریف کنید و بگید :" تف به این مملکت گل وشل"!

• مدام از پیشرفت خارج تعریف کنید! طوری که انگار 80 سال توی لس آنجلس زندگی کرده اید .مثلاً بگید اونجا نون بربری تو بسته بندی های استریل عرضه میشه!

هر چیزی که مردم خیلی بهش اعتقاد دارند رو مسخره کنید و بگویید تقلبیه یا دروغه. البته بعضی ها جلوتر رفته اند و خودشون رو هم حالا دیگه تقلبی می دونند که ما تا اون حدش رو توصیه نمی کنیم!

اگر یک فرد بیکار یا هنرور درپیتی هستید به اتفاق سایر بیکاران و در پیتی های محله خود بیانیه با هزارتا امضا از خودتان در کنید مبنی بر اینکه دیگر با دولت کودتا همکاری نخواهید کرد شاید برای شما فرجی برسد و گره از بخت بسته شما باز شود

- کراوات و کفش کتانی تانکی سفید با چند نوار فسفری سبز رنگ ، نخ سبز بر مچ دست و تی شرت آستین کوتاه سبز کم رنگ خیلی مهمه حتی اگه می خواهید تا سبزی فروشی سرکوچه هم بروید به صورت نمادین با این تیپ بروید. برای اینکه در ذهنتان ملکه شود می توانید شبها نیز با این لباسها بخوابید!

-اگر در مهمانی خواستید دستشویی بروید و آنجا دستشویی فرنگی نداشتند به شدت از صاحبخانه گلایه کنید و خودتان را ناراحت نشان دهید.

- پیتزا دیگه دمده شده، سعی کنید اسم غذا هایی رو حفظ کنید که بقیه حتی نمی تونند تلفظش کنند.

• مثال: فوندی بورگینیون، تاوزند آیلند و...البته اگر توی رستوران بودید قبل از به زبان آوردن این کلمات ابتدا دستتون رو داخل جیبتون کنید و یک چرخ بدهید اگر به چیزی برخورد نکرد احساس تشنگی کنید ویک لیوان آب سرد سفارش بدهید!

-داشتن یک وبلاگ ضروریه. البته اگر هنوز فرق بین کیس و مانیتور رو نمی دونید بروید به پاراگراف بعدی! قالب وبلاگ باید حتماً با پس زمینه سیاه و پسوند سبز باشه. سیاه نمادی است از خفقان ژرفنای درونی و فریادی از فراسوی فراخنای تاریکی های ظلمانی! و سبز هم که خودتون خوب می دونید! اسم وبلاگ هم باید یکی از این ها باشد: فریاد بی صدای سبز، اسیر حجم خلوت بی کسی، غریب غروب غربت غارغار سبز! برای مطالب توش هم میتونید یک کتاب از احمد شاملو و یک عکس از موسوی بگذارید بغل دستتون و هر هفته یه صفحه ازش تایپ یا اسکن کنید بریزید تو حلق وبلاگ!

-از زمان قدیم خیلی تعریف کنید. مخصوصاً بگید اون موقع همه چیز خیلی ارزون بوده مثلاً تویوتا کمری 3 قرون بوده! البته سعی کنید به مغزتون یه مقدار بیشتر فشار بیاورید و مثال بهتری بزنید.

- سعی کنید عینکی شوید. عینک سمبل مطالعه ی زیاده ! اگر حوصله مطالعه ندارید یک روش سریعتر هم وجود داره: 2 دقیقه به جوشکاری با دقت نگاه کنید!

- مدام به احمدی نژاد و کارهایش گیر بدهید، برای شروع می توانید به دماغش گیر بدهید! اگر آی کیوی بیشتری دارید می توانید به دیپلماسی، متودولوژی فکری ،اصول مدالیته در مهار سیاست دوگانه و انتخابات ... گیر بدهید و خواهان رفراندوم باشید . حالا رفراندوم برای چی مهم نیست! البته دولت وحدت ملی از همه اینها به روزتر و باکلاس تره.

- اگر کاندیدای مورد نظر شما رای آورد، دمکراسی را مثل عقد دخترعمو پسرعمو عهدی آسمانی بدانید. اگر کاندیدای مورد نظر شما رای نیاورد بگویید: ملت شعورشون همینقدره! حقشونه بیسوادها!

شما از رو نباید بروید فقط کافیه بگویید: تقلب شده! خلاصه به خیابونها بریزید و سطل زباله و اتوبوس و بانک آتش بزنید. البته اگر بتونید در این هیر و ویر چندتا بسیجی خفن موتورسوار را هم لت و پار کنید دیگه کار تمومه!

- ترانه های خارجی گوش بدهید و بی بی سی فارسی ببینید. هرچی بیشتر، بهتر!

خارجی و هرچی غیر مجاز تر هم باشه بهتره! این خصیصه نشون میده که تمام مراحل روشنفکری رو با موفقیت پشت سر گذاشته اید!

- وقتی در مورد رئیس جمهور های خارجی صحبت می کنید بگویید: " آقای اوباما" یا " پرزیدنت اوباما" یا پرزیدنت اسحاق رابین! وبه رییس جمهور خودمان بگویید:" محموت" یا "..."!

- یک سگ بخرید. اصولاً معاشرت با سگ جماعت تاثیر زیادی در ارتقای سطح روشنفکری داره! و اگر تونستید یک روبان سبز هم بهش ببندید خیلی آپ تو دیت می شود.

- اگر دختر هستید باید مانتوی سبز شما تنگ باشد! تنگ تر از بقیه ! خیلی تنگ! اونقدر که موقع غذا خوردن مجبور شوید دکمه های جلوی آن را به صورت موج مکزیکی به ترتیب باز و بسته کنید تا لقمه پایین برود!

و بالاخره مانیفست روشنفکری ۸۸

- کتاب های فروغ فرخزاد، صادق هدایت، سروش و گوگوش کتب اربعه ی روشنفکران سنتی بوده (حالا خیلی به آخری گیر ندید بیشتر با سی دی حال می کنه!) و در ابعاد سیاسی هم فعلا حمایت از موسوی و کروبی و هاشمی مثلث قائم الزاویه روشنفکری محسوب می شوند.


 
تست های طبقه بندی نشده؛ ایرانی ها بادمجان بم هستند
ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ٢٥ مهر ۱۳۸۸ : توسط : من

جهت اطلاع:خبر: تولید تراکتور تشریفاتی برای عروس و دامادها در تبریز(خبرگزاری مهر)




پرسش: کدام مورد جزو امکانات این تراکتور می باشد؟
1 - تیغه مخصوص درو کردن انواع صاحبخانه بد پیله
2 - تعبیه سامانه شخم زدن مادرزن و مادرشوهر
3 - قابلیت کاشت طلبکاران در مزارع گل نی
4 - قابلیت تبدیل شدن خودکار به مسافربر شخصی برای تأمین هزینه های زندگی

خبر: آلودگی 13 نوع برنج وارداتی به آرسنیک و فلزات تأیید شد. (سایت الف)
پرسش: علت تکذیب خبر از سوی واردکنندگان و سازمانهای ذی ربط چیست؟
1 - ایرانی ها مثل بادمجان بم هستند و عمراً آفت ندارند
2 - در شرایط امروز کشور ابتلای چهارصد نفر به آنفلوانزای نوع A (خوکی سابق! ) مهمتر است
3 - واردات این برنج ها همین جور کتره ای و بی حساب نبوده و تا پایان قرارداد باید مردم تحمل کنند و زنده بمانند
4 - این سوسول بازی ها توطئه بیگانگان برای ورشکست کردن واردکنندگان زحمتکش است

خبر: انحراف 35 تا 40 متری مترو اصفهان در نزدیکی سی و سه پل تأیید شد. (تابناک)
پرسش: کدام مورد در مورد علت این اتفاق صحیح تر است؟
1 - خط کش مهندس طراح این تونل بر اثر گرما و تابش آفتاب قدری انحنا پیدا کرده و باعث انحراف تونل شده است
2 - وجب های محاسبه شده در نقشه تونل با وجب های مجریان طرح یک اندازه نبوده است
3 - مقصر اصلی کسی بوده که در ابتدای ساخت تونل وقتی مجریان طرح پرسیده اند: «سی و سه پل از کدوم طرفه؟» نشانی را اشتباه داده است
4 - طبق تحقیقات انجام شده، سرعت بالای گردش زمین، وضعیت نامساعد جوی، انفجار بمب اتمی در هیروشیما و خداحافظی مهدوی کیا از تیم ملی همگی از عوامل مؤثر در این اتفاق است

خبر: جومونگ به ایران بازمی گردد. ( جهان نیوز)
پرسش: هدف وی از بازگشت به ایران چیست؟
1 - چون در سفر قبلی خیلی خوش گذشت، ایرانی ها خوب پول می دادند
2 - چون ایرانی ها خیلی اصرار داشتند به همراه بانو سوسانو برگردیم
3 - یکسری شباهتهایی بین من و شخصیتهای اسطوره ای ایران است و قرار شد نقش رستم را در یک سریال بازی کنم!
4 - باید مذاکراتی برای تولید و پیش فروش جومونگ 3 و 4 و 5 و... با عزت جون داشته باشم

خبر: وزیر امور اقتصادی و دارایی گفت که حذف سه صفر از پول ملی منجر به کاهش تورم خواهد شد (فردانیوز)
پرسش: چطور چنین چیزی امکان دارد؟
1 - یک محاسبه ساده ریاضی نشان می دهد بلافاصله هزار درصد تورم کاهش می یابد!
2 - بانک جهانی به اشتباه می افتد و نمی تواند نرخ تورم را محاسبه کند و بدین ترتیب تورم کاهش می یابد.
3 - باعث می شود سرمایه داران مرفه وقتی موجودی حساب خود را چک کنند، به جای چند میلیارد، چند میلیون در حساب خود ببینند و در جا سکته کنند و بدین ترتیب عوامل گرانی بمیرند!
4 - باعث می شود اقشار ضعیف برای محاسبه درآمد از انگشتان خود استفاده کنند و با کاهش تقاضا برای ماشین حساب، از خروج ارز از کشور جلوگیری می شود


 
پخش فوتبال با گزارشگری خاله شادونه !
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ مهر ۱۳۸۸ : توسط : من

جهت اطلاع:با توجه به خسارتهای فراوانی که در بیشتر بازی های لیگ برتر فوتبال کشورمان پس از بازی دو تیم به قسمتهای مختلف ورزشگاه ها، اتوبوسهای شرکت واحد، خودرو و وسایل کار و خود خبرنگاران و نیز به بعضی از تماشاگران وارد می شود که در برخی موارد به صدمات جانی نیز منتهی می گردد، لذا فدراسیون فوتبال کشور در یک اقدام سنجیده و برنامه ریزی شده تصمیم گرفت که از این پس در خصوص تمام بازی های تیمهای لیگ برتر، تمهیدات زیر را در ورزشگاه ها اعمال نماید:
1 - خوراندن 5 عدد قرص دیازپام به هر تماشاگر به هنگام ورود به ورزشگاه، برای فرونشاندن و کنترل هیجانهای آنها و خوابیدنشان تا پایان بازی !
2 - پوشاندن لباس یک دست، ترجیحاً سفید، به هر تماشاگر در مبادی ورودی ورزشگاه به دلیل یک دست و یک رنگ کردن آنها و جلوگیری از درگیری های احتمالی بین هواداران دو تیم به دلیل تعصب داشتن به رنگ خاص !
3 - زدن سوت پایان بازی توسط داور در هر زمان که بازی به نتیجه مساوی 1 - 1 رسید و چنانچه 90 دقیقه وقت قانونی بازی تمام شد و هنوز نتیجه دلخواه کسب نشده بود، آنقدر بازی ادامه پیدا کند تا این نتیجه به دست آید !
4 - گرفتن عکس یادگاری رایگان توسط عکاسان از 10 نفر از مؤدب و مرتب ترین تماشاگران حاضر در ورزشگاه با بازیکنان هر دو تیم و اهدای توپ امضا شده بازیکنان به این تماشاگران با تربیت و خوب !
5 - قرار دادن سرمربی هر دو تیم در جایگاه های مخصوصی که از بیرون آن، نه تصویر آنان مشاهده و نه صدایشان شنیده شود، برای جلوگیری از تحریک بازیکنان و تماشاگران و برگزاری یک بازی بدون حاشیه !
6 - برگزاری کلاس های کنترل خشم با حضور استادان برجسته روان شناسی و روان پزشکی، برای بازیکنان و مربیان هر دو تیم، پیش از شروع بازی، به دلیل آنکه در پایان بازی بتوانند بر خشم خود غلبه کنند و سر هر موضوع کوچکی، ناگهان به سمت خبرنگاران و عکاسان حمله ور نشوند !
7 - پوشاندن لباسهای ضد ضربه و ضد گلوله به خبرنگاران حاضر در ورزشگاه به دلیل حفظ جان آنها در برابر حملات بازیکنان و مربیان هر دو تیم پس از پایان بازی !
8 - و بالاخره اینکه، پخش گزارش بازی توسط گزارشگرانی که بر خلاف عادل فردوسی پور یا مزدک میرزایی، دارای صدای آرامش بخشی هستند که هم مانع تحریک تماشاگران می شوند و هم آنان را آرام خواهند کرد که در این خصوص می توان از مجریان برنامه های کودک بهره برد ؛ مثلا پخش دیدار تیمهای استقلال و پرسپولیس با گزارشگری خاله شادونه!


 
← صفحه بعد